ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

397

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

البتّه اين رشته قطع نشده بود ، ولى پيدايش و رواج رشته‌هاى ديگر گهگاه مايهء غفلت از آن شده بود ، امّا به عللى چند از نو نيرو گرفت و به مقام اوّل رسيد . اين رشته به رسوم كهن بستگى شديد دارد ، هر مؤلّفى كار مؤلّف سابق را تكميل مىكند و احيانا تغييرات كمى در آن مىدهد . به قرن شانزدهم / دهم ه . ، يعنى به دوران تسلّط عثمانى ، اين رشته بيشتر از همه رشته‌هاى جغرافيايى مورد رغبت خوانندگان بود . از پيش ، ضمن گفت و گو از آثار جالب محلى ، ديديم كه علاقه به جغرافياى اقليمى در كار مورّخ قرن پانزدهم شام ، عزّ الدّين بن شدّاد ، انعكاس يافت ، جلد دوّم تأليف وى احيانا عنوان مستقل محاسن اقليم دمشق مىگيرد و بدين سان محور اساسى توجّه وى را نمودار مىكند . در قرن پانزدهم / نهم ه . رشتهء « فضائل » در كتاب عبد اللّه بن محمّد بدرى دمشقى بهتر جلوه مىكند 49 كه البتّه چندان ارزش ادبى ندارد . دربارهء مؤلّف چيزى نمىدانيم جز اين كه كتاب خود را در حدود سال 1482 / 887 ه . به سر برده . 50 و در ربع آخر قرن پانزدهم كتابهاى ديگرى تأليف كرده ، و وفات وى را گاه به سال 1503 / 909 ه . مىدانند . 51 مىتوان پنداشت كه وى مدّتى دراز از عمر خويش را در دمشق گذرانيده و آنجا را نيك مىشناخته ؛ اين قضيّه را از خلال كتاب نزهة الانام فى محاسن الشام وى مىتوان دانست كه به كمك نسخهء خطّى پاريس از روزگار دوساسى 52 و كاترمر 53 مورد توجّه دانشوران است و سوور ، خاورشناس فرانسوى ، قسمتهايى از آن را با ترجمهء فرانسه منتشر كرده است . 54 در همين اواخر تمام كتاب در قاهره چاپ شده 55 و يك نسخهء خطّى خوب آن در كتابخانهء مؤسّسه مطالعات شرقى هست . 56 مؤلّف در كتاب خود گزارشى از ديدنيهاى جالب يا ، به تعبير خود ، « محاسن » دمشق و جاهاى نزديك آن مىآورد و از مسجدها و حمّامها و گردشگاهها سخن مىكند . از دهكده‌ها و محلهاى مشهور و گلها و گياهها و درختان ميوه نيز غافل نمىماند . در قسمت اوّل مقدارى توضيحات تاريخى و معمارى به دست مىدهد و در قسمت ديگر احيانا توضيحاتى دربارهء كيفيت فراهم آوردن و آبيارى آن دارد و كتاب را با گفت و گو از صحابيان ، مشاهير رجال مقيم دمشق ، قبرستانها ، و قبور معروف آن ختم مىكند . تقسيم مطالب كتاب نامتناسب است ؛ ظاهرا مؤلّف به درختان و گلها و بقولات و ميوه‌هاى دمشق و اطراف علاقهء مفرط داشته و تقريبا سه چهارم كتاب را بدان اختصاص داده است . از مؤلّفات مربوط به طب و گياهشناسى مطالبى نقل مىكند و گاه و بىگاه توضيحاتى مىدهد كه ممكن است براى اهل خبره جالب باشد . 57 روش نگارش بىتكلّف نيست و به اقتضاى موضوع شواهد شعرى در آن پراكنده است . تقسيم بندى كتاب نامنظّم است . غالبا سخن را چنين آغاز مىكند : « و از جمله محاسن ( دمشق ) شام چنين و چنان است » . 58 براى آنكه تصوّرى از روش تأليف وى و ديگر مؤلّفان عرب به دست داده